کوچه باغ خیال و خاطره

گاه نوشته ها

چشمم به نام خیابان که افتاد به یاد نیتی که برای سال نو کرده ام افتادم.   گوشی ام را در آوردم و اسم خیابان را نوشتم. و بعد خیابان بعدی و بعدی و بعدی.
   باید چهل تا می شد. و البته اسم دانشکده مان را. نمی شد که بی معرفت باشم به نام دانشکده مان میان آن همه اسم که همه یکسان بودند.
   در مسیر برگشت نیز لیست را کامل کردم.
   39تا شد. و آن یکی آخری را هم نیت کردم به نام صاحب این آرامگاه پست زیرین که گمنام مانده ست در زمین و زنده نام است در آن سرا.
   می خواهم 40 روز زندگی ام را به نام 40 مرد آسمانی ، آسمانی بگذرانم. می خواهم  40روز از زندگی ام را متبرک کنم به نام آن ها و به قداست این تبرک روزهایم، اعمالم و گفتارم را نورانی کنم.
  محول حال و احوال بی هیچ حرکتی حال ما را احسن الحال نمی کند. امسال می خواهم برای احسن الحال یافتن به سویش گام بردارم.

__________________________

پ ن: شما هم همراه می شوید در این راه؟

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ توسط فاطمه نظرات () |

Design By : Mihantheme